در آمد نفت از حدود ۱۰۰ سال پيش وارد زندگي اقتصادي ما شد. از حدود ۶۰ سال پيش براي استفاده از اين درآمد راهكاري به اسم برنامهريزي توسعه بهوجود آمد و از سال ۱۳۲۷ اين برنامهها بهطور منظم در كشور طراحي و اجرا شدهاست.

يكي از عمدهترين موانع تنظيم و بررسي بودجه آن است كه كشور فاقد قانون لازم براي چگونگي نوشتن بودجه و همچنين نحوه بررسي و تغيير ارقام مندرج در آن است؛ يعني الزامي كه اصل 52 قانون اساسي مقرر داشته، براي بودجه اجرا نشدهاست. لذا هم دولت براي تهيه و تنظيم لايحه بودجه معيار و ميزان قانوني جامعي ندارد و هم مجلس براي بررسي و تصويب لايحه دولت، فاقد ملاك قانوني است.

اجراي قانون هدفمندكردن يارانهها با وعده اعطاي يارانه نقدي و جبران اضافه هزينههاي واحدهاي توليدي از آذرماه سال گذشته بهطور رسمي آغاز شد.

فضاي اقتصادي جامعه هم، مانند ساير فضاهاي آن با انواع عوارض و پيامدها و معلولها مشخص ميشود كه بهلحاظ مناسب يا نامناسب بودن، هركدامشان از درجهاي از شدت و ضعف برخوردارند و از اين حيث با يكديگر تفاوتهايي دارند.

منابعي كه به حساب صندوق توسعه ملي واريز ميشود، درواقع پولي است كه دولت براي نسلهاي آينده به قلك آنها واريز ميكند و از اين رو صيانت از منابع اين صندوق يك ضرورت راهبردي محسوب ميشود؛ چه اينكه نسلهاي گذشته و كنوني به سهم خويش از پول نفت خوردهاند و ميخورند و احتياط دولت و مجلس به نمايندگي از حاكميت بر اين منطق قرار دارد كه پولي كه از قلك نسلهاي آينده در حال حاضر برداشته ميشود، نه براي تأمين خرجها و هزينههاي جاري، كه براي سرمايهگذاري هزينه شود.

بعد از اينكه حواس پنجگانه ات با اولين ورود به هند زير و زبر مي شوند، هزار جور فكر به ذهنت هجوم مي آورند. بسته به اينكه چگونه جايي زندگي كرده اي، به خودت مي گويي: "خدا رو شكر من اينجا زندگي نمي كنم"، "اينا ديگه كين؟"، "آخه چرا بايد دنيا اين طوري باشه؟"... خلاصه در برخورد اول، هند جايي نيست كه انسان را شيفته خود كند، اما جايي هم نيست كه هيچ كس با همان ذهنيتي تركش كند كه در برخورد اول برايش ايجاد شده است.
طبعا آلودگي محيط، از آلودگي هوا گرفته تا آب و خاك، اولين مشاهدات يك تازه وارد است. اگر همه اش همين بود شايد اين قدر آزاردهنده نبود كه مشاهده تناقض ها: نشانه هاي توسعه و تحول در كنار شواهد مجسم عقب ماندگي و فقر، آن هم با فاصله هاي اندك جغرافيايي، اين قدر اندك كه در قاب يك عكس كوچك مي گنجند؛ آن قدر كوچك كه دوستدارن عكاسي رو از دوربين هايشان دور نمي كند.

بسم ال... الرحمن الرحيم
اشهد ان لا اله الا ال... وحده لا شريك له و اشهد ان محمد بن عبداله رسول الله صلي الله عليه و آله و اشهد ان امير المومنين مع احد عشر اولاده حجج اله و اوصيا خاتم المرسلين و اشهد ان ما جا به سيد الانبيا من الاصول و الفروع حق و ثابت بالقطع و اليقين
و بعد از اين عرض مي نمايد كه اين حقير در سابق وصيت نامه نوشته بود و حالا نيز اقرار مي كند كه خانه مسكوني حقير با سه پارچه كليم و با دوره حدايق مال مختص آقاي حاج مختار آقا معيني است و خانه را براسم خود بر ثبت داده بعد از اينها آنچه اثاث البيت و كتاب دارم بعد از وسايل دفن و تجهيز و ادا ديون از مهريه زوجه و غيره مال فقرا سادات است و ملك حقير نيست و بايد بفقرا سادات رد شود و مال و حق ورثه نبوده زيرا كه خودم كسب نكرده ام كه مال مختص حقير گردد بلكه حق انتفاع داشتم بقدر حاجت و وصي حقير در اين امور آقاي حاج مختار معيني و آقاي حاج قربانعلي عطار است با همديگر و يا بانفراد هر يكي دست او مي رسد و غايب نباشد و هر كدام مي تواند از جانب خود كسي را تعيين نمايد در اين كار خير و ديگر صندوق زوجه حقير از لباس و غيره مال خودش بوده
الاحقر عرب باغي
في 22/2/10
