به دنبال تشكيل دولت ارمنستان در ايالت ايروان كه از نظر تاريخي جزوي از آذربايجان تاريخي محسوب ميشود،آندرانيك از سران مهاجم ارمني مخالفت خود را با تشكيل اين دولت در محدوده كوچك فعلي اعلان كرد. وي از ارامنه افراطي بود كه خواستار تشكيل ارمنستان بزرگ از درياي خزر تا درياي سياه بود و به اين محل كوچك براي تشكيل ارمنستان قانع نبود. دستههاي منسوب به آندرانيك در طي جنگ جهاني اول وظيفه تاريخيشان را كه همانا ضربه زدن به مسلمانان بود را به خوبي انجام داده بودندو كمكهايشان به قواي روس در قلع و قمع تركان آذربايجان و آناطولي قابل بحث و گفتگو است. ولي بر اساس موافقتنامه باطوم، قواي مسلحه آندرانيك مي بايستي خلع سلاح ميگرديد ولي آندرانيك نه تنها ارمنستان در مرزهاي فعلي را قبول نداشت بلكه با هرگونه پيمان صلحي نيز مخالف بود. لذا در صدد برآمد با قوايش به جنوب درياچه اورميه رسيده و از آنجا به قواي انگليس بپيوندد. قواي آندرانيك كه بالغ بر 3000 نفر بودند پس از عبور از سواحل گؤيچهگؤل ( امروزه ارامنه نام اين درياچه را به سئوان عوض كرده اند) به نزديكيهاي نخجوان رسيده و آماده عبور از پل جلفا و ورود به جنوب رود ارس مي شوند. جلفاي شمال آذربايجان در دست ارمنيها و جلفاي جنوب آذربايجان در دست عثماني ها بود. 21 ژوئيه 1918، 500 سوار ارمني با 500 پياده به جلفا آمده و با فريب قواي عثماني به استعداد يك دسته چند ده نفري و ادعاي اينكه ديگر صلح شده و ما به وان بر ميگرديم و عقبمان هم مهاجرين هستند با در دست داشتن پرچم سفيد به نيروهاي عثماني حمله و به طرف جنوب ارس حمله كردند. به دنبال پيشروي ارامنه به طرف مواضع عثماني و خصوصاً شهر خوي فرماندهي سپاه چهارم دستور متوقف كردن پيشروي ارامنه را صادر نمود. عثمانيها با دو گروهان پياده و دو توپ كوهستاني و جمعي سواره به فرماندهي مين با شي حسين حسنو در 2 ژوئيه از راه شيطان آوا ( ريحانه ـ خوي ) به طرف جلفا پيشروي كرد. نام اين سپاه، سپاه جديد جلفا بود. فرماندهي سپاه چهارم در جبهه سلماس نيز پيشروي قواي عثماني به طرف اورميه را متوقف كرد تا قواي آندرانيك را قلع و قمع نمايد. موقعيت قواي عثماني مستقر در آذربايجان در زمان حمله آندرانيك در زمان حمله آندرانيك قواي عثماني در موقعيت زير بودند: تيپ 5 : در شمال غرب ارتفاعات كريم آباد عثمانيها به مدافعه مشغول و در صورت حمله دشمن به طرف شورگؤل و قوشچي عقب نشيني كرده و با نيروهاي والي حيدربگ در غرب سلماس ارتباط برقرار خواهد نمود. تيپ 12: در مسير خوي ـ ائواوغلو ـ جلفا پيشروي و مانع حركت آندرانيك و قواي ارمني وي به جنوب خواهد شد. بدين ترتيب گردانهاي 36 و 35 و سواره 36/1 با دو آتشبار در 23 ژوئيه به مغانجوق، 24 ژوئيه به جنوب خوي و 25 ژوئيه به ائواوغلو رسيده و به سپاه جديد جلفا خواهند پيوست. در ضمن اين قشون با اعزام نيروهايي راه فرار دشمن به تبريز را خواهد بست. سواره نظام گردان 12 تحت فرمان سپاه چهارم در گولوزان خواهد ماند و در جنوب غرب سلماس قلعه چهريق و اطراف را محافظه و در صورت لزوم مدافعه خواهد كرد. اين گردان سواره با نيروهاي سيميتقو به اورميه حملاتي خواهد كرد. مركز فرماندهي قواي عثماني نيز كماكان درجنوب ديلمان(شيطان آوا) خواهد بود. پيشروي قواي عثماني به طرف خوي بر اساس فرمان صادره از سوي سرفرماندهي قواي عثماني تيپ 12 براساس دستور العمل قبلي به پيشروي ادامه داد ولي پس از آمدن اخباري دال بر پيشروي سريعارامنه بهنزديكيها ي خوي، استراحت تيپ در شمال در مغانجوق ملغي شد و دستور داده شد تا شب به قرهتپه واصل گرديده در 24 ژوئيه به خوي برسند. اردوي جديد جلفا نيز كه با عدهاي معدود در شمال خوي بود در 8 كيلومتري شمال شرق خوي در اطراف روستاي نوايي با دستههاي ارمني مشغول جنگ شد ولي نتوانست مقاومت كند و در شب 23 به 24 ژوئيه به خوي عقب نشيني كرد. عثمانيها و آذربايجانها در موقعيت بدي قرار داشتند. به دنبال اين رويدادهادر 23 ژوئيه ساعت30 : 18 فرمان زير از طرف سرفرماندهي قواي عثماني صادر شد كه تيپ 12 شب 23 به 24 ژوئيه بايستي به 5 كيلومتري جنوب خوي ـ كوههاي غضنفر برسد. اوضاع داخل خوي در موقع حملات آندرانيك خبر لشكر آندرانيك به خوي ابتدا به وسيله فرماندهي پادگان عثماني در خوي اعلام گرديد. آن شب به مناسبت پيروزي ارتش عثماني در سلماس جشن باشكوهي در خوي برپا بود و سه روز چراغاني ادامه داشت و نطقهايي شد. شب شنبه 31 خرداد (12 رمضان/21 ژوئيه 1918) يوسف ضياء بيگ افسر سياسي ارتش عثماني ضمن نطق خود خبر از آمدن 8000 ارمني مسلح به نزديكي هاي خوي داد و ادامه داد: همه اهل شهر بايد مسلح شوند و با آذوقه سه روزه براي دفاع به ائواوغلو بروند. اگر شما سه روز مقاومت نماييد نيروهاي ما به كمك خواهند رسيد. مردم سخن يوسف ضياء را باور نكردند با اين همه اقدامات احتياطي را به عمل آورند. پيكي را براي استمداد به ماكو نزد سردار فرستادند، تلگرافي به تبريز زدند. به روستاها هم خبر فرستادند كه آماده باشند و به كمك بيايند. از ديگر سو ساكنان روستاهاي اطراف شهر به شهر پناه آورده بودند. خانه ها و مساجد لبريز بود. كساني هم كه وسيله داشتند به نواحيغرب شهر تا زورآوا گريخته بودند. همان شب يك نيروي 500 نفري مركب از عسگرهاي عثماني و سوارههاي آذربايجاني براي دفاع به ائواوغلو عزيمت ميكنند و در گردنه ارسي به نيروهاي آندرانيك مي رسند در اين جنگ شكست مي خورند و با دهها تلفات به خوي باز مي گردند. در خوي مردم تصميم به مقاومت مي گيرند تا قشون عثماني از سلماس به خوي برسد. سپيده دم روز دوشنبه 3 تير ماه 1297شمسي(14رمضان/23 ژوييه 1918) ارامنه به پشت ديوارهاي خوي مي رسند تا ظهر نيمي از شهر را محاصره مي كنند. تمام مردم شهر براي دفاع از خوي آماده بودند. با طنين نخستين گلوله ها مدام آب وشربت و غذا به مدافعان برج و باروها ميرسانيدند. در لحظه هايي كه اميد از همه جا بريده شده بود نزديك ظهر، سالار حسن خان آواجيقي با50 سوار از دروازه چورس وارد شد و يكسر به جنگ ارامنه رفتند. تنها توپ قديمي يادگاري از عهد فتحعلي شاه را كه تنها به درد اعلام وقت در ماه رمضان مي خورد بالاي بارو كشيدند. توپ براي شليك گلولهِاي نداشت و به جاي گلوله، زنجير در داخل لوله توپ مي نهادند و آتش ميكردند. يك توپ مهاجمان در تازه كند به وسيله همين توپ خاموش شد. در برجها چندين نفر به ضرب گلوله شهيد شدند. سر سه نفر را گلوله توپ برد. در شهر گلوله هاي توپ هاي مهاجمان چند خانه را در هم كوبيد و ويران كرد. مجموع شهدا به 15 تن رسيد. نزديك هاي ظهر، مهاجمان ارمني براي گشودن شهر حيله اي به كار بردند. سه تن از آنان كه لباس عسگرهاي عثماني را برتن داشتند و به تركي عثماني حرف مي زدند طرف دروازه شووه نه(شهانق) آمده و گفتند ما از طرف اردوي اسلام آمده ايم و آنها پشت سر ما هستند دروازه را باز كنيد. نگهبانان برج شاد شدند اما در گشودن دروازه احتياط كردند. يكي گفت مرا با طناب آويزان كنيد تا ببينم كه هستند. پايين رفت و به حيله آنان پي برد. نگهبانان از فراز برج هر سه را كشتند. عسگرهاي زخمي عثماني كه در شهر مانده بودند به مسئولان دفاع شهر پيغام دادند كه ما مي دانيم اگر ارمني ها شهر را بگيرند ما را قطعه قطعه خواهند كرد و چون تفنگ داريم پس ما را هم به برج ها ببريد تا بجنگيم. يكي را بالاي برج دروازه خيابان (جاده سلماس) بردند و به خواست او يك لنگه كاه زيرش ريختند. او دراز كشيد و مشغول تيراندازي شد. بعد از ظهر صداي توپ عثماني ها آمد. آنان مشغول جنگ با ارامنه در جنوب خوي بودند. در جبهه هاي جنوب نيز در ساعت 30 :6 روز 24 ژوئيه بين قواي ارمني و عثماني جنگ در گرفت. به دنبال اين درگيري ها تيپ فوراً گردان 35 را به تپههاي جنوب خوي سوق داده و گردان 34 در سمت چپ دشمن قرار گرفت. يك گروهان از گردان هاي 34 و 35 و يك گروهان از گردان هاي 36 به عنوان احتياط نگه داشته شده بود. عقب نشيني ارامنه از خوي شروع شد. براي تعقيب آنها در مسير ائواوغلو، تيپ عثماني در 25 ژوئيه به حركت خود ادامه داده و در شب 25 به 26 در ارتفاعات ائواوغلو ساكن شد. سواره هاي عثماني نيز در مسير مرند به قارابولاغ به كشفيات خود ادامه دادند. شب 27 به 28 ژوئيه ارامنه تماماً از پل جلفا گذشته و پل را به آتش كشيدند. روز 28 ژوئيه سواره ها به پل جلفا نزديك شدند. در طي اين حمله ارامنه، بيش از 2000 تن از مردم آذربايجان شهيد شدند.
