زندگي ما به صورت روزافزوني به فناوري وابسته است. تلفنها، رايانهها و اينترنت، روزهاي ما را به سلطه خود درآوردهاند. نياز دائمي به خواندن پيامها و ايميلها و به روز كردن سايتهاي اجتماعي مانند فيسبوك يا براي به دست آوردن آخرين نوتبوك يا تلفن همراه نسل سوم احساس ميشود.
آيا اين فناوري است كه به ما خدمت ميكند يا برعكس، ما به بردگان آنها تبديل شدهايم؟ ما در دنيايي كه فناوري سود و زيان ما را تعيين ميكند، دچار خوابروي شدهايم. فناوري ميتواند در دنياي بسيار سريع و مدرن امروزي مفيد باشد، ولي ما بايد جلوي پيشرفت بيش از حد آنرا بگيريم.
به گزارش نيوساينتيست، براي بيشتر ما كنترل تحريك آني براي چك كردن دوباره و دوباره صندوق پست الكترونيكي، يا ديدن اينكه آيا عناوين اخبار از آخرين ديدار ما تغيير كرده است يا نه، بسيار سخت است. فرزندان ما نيز در موقعيت مشابهي قرار دارند و ميترسند يك مطلبي جديد يا بحثي داغ را در فيسبوك و توييتر از دست بدهند. در بسياري از منازل، رايانه در مركز توجه قرار گرفته است؛ وسيلهاي كه ما با آن كار يا بازي ميكنيم.
اما چهشد كه اين اتفاق رخ داد، و درنهايت با ما چه خواهد كرد؟ در اين دوره مصرف انبوه، ما با آگهيهايي روبرو هستيم كه ما را به تصاحب محصولات مختلف تشويق ميكنند. در نتيجه، بزرگسالان و كودكان تصور ميكنند براي داشتن احساس خوب در مورد خود، بايد آخرين محصول يا مد را در اختيار داشته باشند.
ماديگرايي، نارضايتي به همراه دارد با اين حال، تحقيقي از سوي تيم كازر، از كالج ناكس در گالزبورگ ايلينوي نشان داده است افرادي كه ارزش زيادي براي اهداف مادي قائلند، ناراضيتر از كساني هستند كه زياد در بند ماديات نيستند. ماديگرايي همچنين با احترام بهنفس پايينتر، خودشيفتگي بالاتر، زمينه بيشتر براي مقايسه نامطلوب يك فرد با ديگران، همدلي كمتر و تضاد بيشتر در روابط، مربوط است.
همچنين فرهنگ ما همواره به ما يادآور ميشود كه وقت طلاست. اين امر نياز به بهرهوري بالا را خاطرنشان ميسازد. به همين دليل است كه ما از لپتاپها و تلفنهاي همراه براي محو كردن فاصله ميان خانه و محل كار استفاده ميكنيم. يك مدير ناراضي منابع انساني در يك شركت فناوري ميگويد: «آنها به من يك تلفن همراه و يك رايانه همراه دادند تا بتوانند مرا 24 ساعته در اختيار داشته باشند. بنابراين حالا دفتر من تمام مدت همراهم است. من نميتوانم از اين فشار خلاص شوم».
روانشناسان عموما معتقدند عدم وجود جدايي مشخص ميان كار و خانه به طرز قابل مشاهدهاي روابط ما را با عزيزانمان مختل ميكند. با وجود چنين فشارهايي، جامعه مدرن در خطر از دست دادن استانداردهاي زندگي باكيفيت قرار گرفته است. ما براي بازيابي بخشهايي از زندگيمان كه با فناوري جايگزين شدهاند، و براي بازگرداندن سروري خود بر فناوري و براي يادگيري استفاده از آن در مسيري سالم و مثبت. نيازمند راههايي هستيم.
يك راه حل علمي نظريه تعريف از خود كه توسط ادوارد دكي و ريچارد رايان از دانشگاه روچستر در نيويورك ارائه شد، ميتواند يكي از راهها باشد. اين نظريه سه عامل حياتي را براي پيشرفت فردي ارائه ميدهد. به نظر ميرسد ميتوانيم از اين عوامل براي تجديدنظر در رابطهمان با فناوري استفاده كنيم.
نخستين عنصر، استقلال شخصي است؛ يعني داشتن اين احساس كه فعاليتهايمان را خود انتخاب كرده و خود براي آن برنامهريزي كردهايم. وقتي ما احساس كاربري داشته باشيم، قادريم اولويتهايمان را سازماندهي كنيم و مرزهاي مشخصي را اطراف آن قرار دهيم. اما وقتي احساس كنيم كه كنترل كافي بر كارهايمان نداريم، در مقابل خواستههايمان آسيبپذير ميشويم و تصميمگيريها را به ديگران واگذار ميكنيم. كاملا واضح است كه چطور فناوري باعث تحليل رفتن خودمختاري ميشود، اما شيوه بازيابي آن نيز مشخص است. اين مسئله ميتواند به سادگي خاموش كردن تلفن همراه هنگام صرف غذا يا بودن كنار خانواده، تعيين وقت مشخص براي پاسخ به ايميلها و در دسترس بودن تنها در زماني به انتخاب خودمان باشد.
ما همچنين به احساس صلاحيت نياز داريم؛ باور اينكه اعمال ما موثر هستند. در اين مورد روابط ما با فناوري هميشه پيچيده است، چون هنگام چك كردن ايميلها، يا خريد يك گوشي هوشمند جديد، يا به دليل اينكه 50 نفر تصاوير تعطيلات ما را بر روي فيسبوك پسنديدهاند، احساس شايستگي ميكنيم. اما صلاحيت واقعي بايد در راستاي خودمختاري ما باشد. يعني دانستن اينكه كدام اعمال ما برايمان مهمتر هستند و سپس انجام آنها به بهترين نحو ممكن و استفاده از فناوري در موارد كاربردي.
عامل ديگر وابستگي است؛ نياز ما به احساس نزديكي به ديگران. فناوري تهديدي براي اين موضوع است. ابزارهايي چون آيپاد و ام.پي.تريپليرها ميتوانند حبابي درست كنند كه ما را از روابط معمول انساني دور ميكند. در حالي كه برخي از ارتباطات مجازي ما ممكن است واقعا معنادار باشند اما در بسياري موارد به قيمت روابط دنياي واقعي ما تمام ميشوند. روانشناسان دريافتهاند كه محوريترين تفاوت ميان افراد خوشبخت و ناراضي، داشتن يا نداشتن يك ارتباط اجتماعي غني و راضيكننده است. گذراندن اوقاتي در كنار خانواده و دوستان و همكاران براي خوشبختي لازم است.
اما در اينجا ميتوانيم عامل چهارمي را نيز اضافه كنيم: تفكر انتقادي. در دنياي امروزه، ما در حقيقت 7 روز هفته و 24 ساعت در روز براي دريافت پيامها و آگهيها، در دسترس هستيم. بسيار مهم است كه ما چطور اعتبار آنها را ارزيابي و تحليل كرده و در مواقع لازم آنها را خنثي ميكنيم.
بنابراين، خودمختاري، صلاحيت، وابستگي و تفكر انتقادي بهترين راهها براي ايجاد تعادل در استفاده از فناوري و گام برداشتن به سوي سلامتي است.
