اينكه امروزه با سيل عظيمي از دادهها و اطلاعات روبرو هستيم به اندازه كافي بد هست. اما اوضاع وقتي بدتر ميشود كه اين اطلاعات يكپارچه نباشند و هركدام به يك شكل و فرمت ارائه و ذخيره شده باشند. اين اتفاق باعث ميشود كار مرور، متمركز كردن و معني بخشيدن به اطلاعاتي كه درواقع سرمايههاي هر شركتي محسوب ميشوند، سخت و سختتر شود.
آنچه در ادامه ميخوانيد، گفتگوي فوربس با جي بورلاند، معاون فناوري گروهي شركت پيتنيبوز در باب اهميت مديريت دادهها و توصيههايي براي مديران ارشد فناوري اطلاعات است.
شركت Pitney Bowes كه در سال 1957 / 1336 تاسيس شده، از شركتهاي بزرگ سازنده نرمافزار و سختافزار و تامين كننده خدمات مرتبط با اسناد، بستهبندي و پست است. تعداد كارمندان اين شركت در سراسر دنيا به 36هزار نفر ميرسد. اين شركت در سالهاي 2000 / 1379 تا 2007 / 1386، حدود 2.5 ميليارد دلار را صرف ساخت نرمافزار و سرويسهايي مثل MapInfo كرده و جوايز متعددي را به خود اختصاص داده است.
به نظر شما بزرگترين مشكلي كه پيش روي مديران ارشد فناوري اطلاعات هر شركتي قرار دارد، چيست؟ بزرگترين مشكل پيش روي آنها معني بخشيدن به تمامي دادههايي است كه با آنها سروكار دارند. اين دادهها شامل انبوهي از دادههاي داراي ساختار، فاقد ساختار، real time (زمان واقعي)، ذخيرهاي، كاربردي، بازاريابي، خارجي و ... ميشود. براي اينكه بتوانيد به عنوان يك مدير ارشد فناوري اطلاعات از پس تمامي اين دادهها برآييد، بايد مكانيزمهايي براي مديريت آنها داشته باشيد و از قابل استفاده بودن يا نبودن آنها و اينكه به درستي استفاده ميشوند يا خير، اطمينان حاصل كنيد. ما به اين كار كيفيت داده و يكپارچگي داده ميگوييم.
آيا استانداردهايي براي اين كار وجود دارد؟ براي برخي از آنها وجود دارد، اما چيزي كه از همه مهمتر است، كنترل داده است كه هم به روششناسي و سياستهاي سازمان شما برميگردد و هم به اينكه تمركز سازمان شما بر روي مردم است يا فرآيندها و يا فناوري. تمركز ما بر روي وجه فناوري بوده كه به شركتها اجازه ميدهد قوانين و استانداردهايي را كه دارند ابراز كنند.
اين موضوع براي مديران ارشد فناوري شركتها به چه معني است؟ مديران ارشد فناوري اطلاعات بهسرعت در حال دور شدن از تصميمگيريهاي تاكتيكي هستند و به جاي آنكه نگران باشند كپيهاي زيادي از اطلاعات در دست آنهاست، بيشتر نگران اين هستند كه چگونه سود بيشتري را به شركت برسانند. اگر ميخواهيد چيزي مازاد بر قرار را به مشتري بفروشيد و يا سود بيشتري عايد شركتتان كنيد، بايد نياز مشتري را به خوبي بشناسيد. اكثر مديراني كه ما با آنها صحبت كردهايم، بيشتر مايل بودند بخشي از تيم اجرايي باشند و به بازده و درآمد و كاهش هزينهها فكر كنند، تا اينكه بدانند بايد ارزش واقعي مشتري خود را درك كنند و بفهند او به چه چيزي نياز دارد.
آيا مديريت صحيح داده بخشي از روند كاهش هزينهها محسوب نميشود؟ حق با شماست. اگر من نشاني نادرستي از مشتري داشته باشم، بهخاطر استفاده نادرست از داده متحمل ضرر خواهم شد. همچنين اطلاعات ديگري از مشتري كه در سيستمهاي متفاوتي نگهداري شده باشد باعث ميشود در بازاريابي و ارائه سرويس مناسب و مورد نياز مشتري اختلال ايجاد شود كه همين امر، نارضايتي مشتري را از شركت به همراه خواهد داست.
آيا اگر بين مركز دادههاي خارجي و داخلي شكافي بياندازيم، مديريت داده مشكلتر خواهد شد؟ قطعا تفاوت خواهد كرد، اما مشكلتر نخواهد شد. در مورد سيستمهاي قديمي موجود در شركتها بايد گفت كه اغلب چندين فرمت ذخيرهاي اختصاصي وجود دارد كه برخي از آنها براي استفاده در انواع يكپارچه دادهها كه مورد نياز سيستمهاي امروزي است، طراحي نشدهاند. اما وقتي تصميم ميگيريد از يك سيستم مدرن استفاده كنيد، حتما با يكپارچگي داده و شبكه و امنيت هم روبرو خواهيد بود، اما مهم اين است كه كار مديريت اين دادهها سادهتر است.
تاثير اين مدل بر امنيت داده چيست؟ امنيت كاملا به نوع سازمان و شركت بستگي دارد. اما ميدانيم كه وقتي شركتها به سمت استفاده از چنين مدلهايي سوق داده ميشوند، امنيتشان نيز بالاتر ميرود. از آنجايي كه موفقيت اين مدلهاي تجاري به امنيت آنها بستگي دارد كاملا به امنيت آنها توجه ميشود. علاوهبراين اگر سيستم شما فقط يك يا دو سطح دسترسي به داده داشته باشد، براي شما بسيار راحت خواهد بود كه بدانيد چه كسي به چه دادههايي دسترسي داشته و نيازي نيست تكتك دادهها را جداگانه مديريت كنيد.
وقتي شركتها حتي نميدانند چه چيزي در سيستمشان وجود دارد، چه اتفاقي خواهد افتاد؟ اين موضوع، مشكل جديدي نيست و از قبل هم وجود داشته؛ اما موضوع وقتي به چشم آمد كه اين شركتها بدون در نظر گرفتن آي.تي شروع به گسترش دادن خود كردند. ما شركت بيمهاي را سراغ داريم كه اطلاعات مشتريانش را در بيش از 100 سيستم جداگانه نگهداري ميكرد. اين شركت مجبور بود به امنيت 100 سيستم بهصورت جداگانه رسيدگي كند. هرچه تعداد دسترسيها كمتر باشد، كنترل داده نيز راحتتر است.
بهعنوان شركتي كه ساختار آي.تي خود را از نو ساخته، آيا معتقدي كه اين دادهها است كه باعث ميشود اين نوسازي انجام گيرد؟ خير درواقع اين داده نيست كه باعث ميشود نوسازي انجام شود، اما چيزي هم نيست كه بعدها به آن توجه شود. داده، جزء مهمي براي يك راهحل كامل است. نحوه دسترسي به داده كليد مهم مديريت است. يك ذهن هوشمند نه تنها بايد بداند كه قبلا چه اتفاقي افتاده، بلكه بايد بداند هماينك چه چيزي در جريان است و چه كاري بايد انجام دهد و چگونه بايد آن را انجام دهد. تمامي اين فرآيندها ميتواند بهصورت كاملا خودكار انجام شود، به طوري كه تنها به دانش عميقتر شما در موارد بسيار جزئي نياز خواهد بود. شركتها براي تحقق اين امر نيازمند كارمندان و تصميمگيراني برخوردار از دانشي عميقتر و بهتر هستند. امروزه افرادي برنده واقعي هستند كه نفوذ بيشتري هم بر سرمايههاي موجود داشته باشند. علاوهبر اين يك برنده بايد از ارتباطي قوي و موثر بين خود و مشتري برخوردار باشد.
