مقدمه:
بورس بازي[1] از نظر لغوي به معاني "تأمل، تصور، حدس وگمان، پيش بيني قمار و سفته بازي" آمده است.[2]
بورس بازي از نظر اصطلاحي به خطر انداختن كالا يا سرمايه در مواجهه با يك عدم اطمينان است كه معمولاً تصميم گيري در شرايط حدس و گمان صورت ميگيرد.
در اين اصطلاح بورس بازي نوعي فعاليت اقتصادي است كه به هدف دستيابي به سود از طريق پيش بيني تغييرات قيمت سهام انجام ميشود. انگيزه اصلي بورس بازان كسب سود به هر طريق ممكن است.
پر واضح است كه درجهاي از بورس بازي در تمامي تصميمات انساني وارد ميشود. در اين صورت هر تصميم در شرايط ريسكي بورس بازي محض نبوده و شريعت اسلامي با آن مخالف نيست.
در اين مقاله ضمن بررسي جنبههاي مختلف بورس بازي، مسائل فقهي و شرعي آن مطرح شده و موارد مجاز و غير مجاز بورس بازي در بازار سهام از ديدگاه اسلام مورد مطالعه قرار ميگيرد.
بررسي ماهيت بورس بازي:
بورس باز دارايي را بدون قصد نگهداري با پذيرش ريسك خريداري كرده و به دنبال كسب سود از مابه التفاوت قيمت در كوتاهترين زمان ممكن ميباشد. بر اساس پذيرش درجه و نوع ريسك و قصد خريد سهام و اعمالي كه جهت كسب سود انجام ميدهند ميتوان ميان بورس بازي اعتراض آميز و غير اعتراض آميز تمييز قائل شد.در اين مقاله منظور از بورس بازي اعتراض آميز نوعي از بورس بازي است كه با شريعت اسلامي سازگار نيست وبورس بازي غير اعتراض آميزآن نوع از بورس بازي است كه با شريعت اسلامي مطابقت دارد.
سرمايه گذاران در بازار سهام را ميتوان به دو گروه بزرگ تقسيم نمود. (Samuelson, 1958,p.428)
دسته اول سرمايهگذاراني هستند كه بعد از بررسي دقيق توانايي مالي شركتها بر اساس اطلاعات قابل اعتماد در خصوص فاكتورهاي اساسي شامل داراييها و عملكرد شركت سرمايهگذاري ميكنند. اين نوع سرمايهگذاري را بورس بازي منطقي و عقلايي مينامند(Man, 1993, p.p18-20) كه در مجموع براي رشد اقتصادي كشور مفيد است. در ادبيات مالي اين دسته از معاملهگران را در بازار سهام سرمايهگذاران ميگويند و ما نيز اين نوع فعاليت را سرمايهگذاري ميناميم. دسته دوم كساني هستند كه درصدد كسب سود سريع و آسان و بدون زحمت هستند بواسطه اين شيوه رفتار، بعضي مواقع سود ميبرند بعضي وقتها نيز متحمل زيان ميشوند. ايندسته(ساموئلسون نام اين گروه را ناظرين روز به روز و ساعت به ساعت بازار سهام مينامد) (Samuelson, 1958,p.p 428-9) ميفروشند و ميخرند و يا بر عكس و در اين فرآيند خريد و فروش كه باعث حركت بازار ميشود هيچگونه مطالعه يا تحليلي در خصوص سهام شركتي كه سهام آن را خريد و فروش ميكنند انجام نميدهند. حداكثر كاري كه اين افراد انجام ميدهند بررسي و مطالعه روند تغيير قيمتها و تمايل بازار ميباشد. بعضي مواقع نيز پايه و اساس تصميمگيري آنها جهت خريد و فروش سهام شايعات فراگير بازارميباشد. (Man, 1994, p.p22-24) كه اين دسته در مقايسه با سرمايهگذاري، بورس بازي كوركورانه ناميده ميشود.
واقعيت بازار سهام مدرن اين است كه ميزان بورس بازي كوركورانه بيشتر از بورس بازي منطقي است و اين نوع بورس بازي در بازارمسلط است. (Khan, opcit, pp87-8) بعضي وقتها در معاملات پيچيدهتر قضاوت بورس بازانه تحت تأثير شانس كه نوع خاص از قمار بازي ميباشد قرار دارد.(Samuelson, 1958,p 429) از نظر(Cobbett) توصيف اين نوع بورس بازي به قمار بازي تجاري منطقي ميباشد (Simpson) البته اين امر به موفقيت روي اعداد مطلق و تكرار معاملات بستگي دارد. بنابراين بورس بازان سهام خود را براي كوتاهترين زمان ممكن نگهداري مي نمايند. هر چه تعداد معاملات بيشتر باشد فرصت بيشتري براي كسب سود فراهم ميشود به شرط اينكه بورس بازي بر اساس روند تغيير قيمت و به صورت دقيق انجام شود. اگر چه ممكن است نوسان قيمت خيلي كم باشد. اما تكرار فرآيند خريد و فروش عامل اصلي كسب منفعت براي بورس بازان است. (Aubrey, 1896, pp 44-5) خريد فوري و به موقع سهم در زمانيكه قيمتها پايين هستند و فروش سريع هنگامي كه قيمتها در حال نزول هستند و تكرار اين فرآيند براي هميشه رمز موفقيت بورس بازان است. اگر قانوني براي راهنمايي در خصوص اين نوع شيوه تجارت وجود داشته باشد قوانين آن بسيار كم و محدود است،كه به شرايط زماني، موقعيت مربوطه، خلق و خوي شخص، دقت بورس بازان، چگونگي برداشت ايشان از روند بازار بستگي دارد اصل كلي بورس بازان ميگويد: بياييد سود ببريم و حتيالامكان در فاصله زماني كوتاه هم اين سود را ببريم هر چند كه سود حاصله سود زيادي نباشد اما بهتر از كسب يك بار سود زياد بعد از گذشت زماني طولاني ميباشد. (Aubrey, 1896, p111) در مجموع هدف ايشان كسب سود كم ولي سريع(در فواصل زماني كوتاه) ميباشد. (Aubrey,1896, p112) بنابراين بورس بازان ميبايستي بصورت فعال و پيوسته مشغول خريد و فروش سهام باشند. بورس بازان هر آنچه كه دارند را ميفروشند، اما علاوه بر آن گواهي سهام ديگران را نيز قرض ميگيرند تا به سود حاصل از پيش بيني تغيير قيمت سهام جامه عمل بپوشانند. اين كار نه تنها در هنگام بالا رفتن قيمت سهام بلكه در هنگام سقوط قيمتها در اصلاح بازار در هنگامي كه بازار روند نزولي دارد نيز انجام ميگيرد. شايان ذكر است از آنجا كه سود بورس بازان از تفاوت قيمت زمان خريد و زمان فروش بدست ميآيد آنها به سود تقسيم شده شركت(سود تجاري كه توسط شركت فروشنده سهام پرداخت ميشود) توجهي نميكنند تا وقتي كه قيمت سهام تغيير كند و اين قيمت براي بورس بازي مورد داشته باشد آنها به سرعت اقدام به فروش سهام ميكنند . هدف اصلي اين نوع بورس بازي بدست آوردن سود حاصل از نوسانات قيمت بدون هيچگونه قصد سرمايه گذاري ميباشد(Rix, 1965, p208) اين سود كه از اين طريق كسب ميشود سود سرمايه (Capital Gain) ناميده ميشود كه با سودي كه مقصود سرمايهگذار واقعي بوده و سود تجاري يا همان سود تقسيم شده (Business Gain) ناميده ميشود متفاوت است. هدف از مشاركت بورس بازان در بازار سرمايه پويا كردن بيشتر بازار و افزايش قدرت نقد شوندگي سهام ميباشد. بنابراين گفته ميشود كه بورس بازان تنها و تنها در پي كسب سود حاصل از نوسان قيمتها، خريد و فروش چيزهايي كه نه ميتوانند آنها را مصرف كنند و نه ميتوانند در تجارت خود از آن استفاده كنند و براي انجام آن هيچ كاري انجام ندادهاند و هيچ ارزشي به آن نيفزودهاند مي باشند. (Rix, 1965, p208)
بورس بازي و بحرانهاي مالي (Salamon, 2000, pp 103-126)
نقش بورس بازي در تاريخ بحرانهاي مالي و ركود بازار مورد قبول همگان است و ميتوان سابقه آن را در اوايل قرن هفدهم جستجو كرد. كيندلبرگر (Kindleberger) مطالعات وسيعي در خصوص تاريخ بحرانهاي مالي و ارتباط اين بحرانها با فعاليت بورس بازي انجام داده است. هر چند كه عوامل عديده اي باعث بروز اين گونه بحرانها ميشوند اما بدون شك بورس بازي جزء يكي از مهمترين آنها ميباشد. در ادامه مقاله بمنظور روشن شدن بيشتر اين مطلب بحرانهاي مالي بورس اوراق بهادار نيويورك در سال 1929 و بحران مالي اخير مالزي را مورد بررسي قرار ميدهيم.
1- بحران مالي بورس اوراق بهادارنيويورك(NYSE)
سقوط اقتصاد ايالات متحده دردهه 1930 بدنبال بحران مالي بورس اوراق بهادار نيويورك به وقوع پيوست.اين بحران اقتصادي، جهان را تحت تأثير خود قرار داد و بيشترين ضربه را بركشورهاي كوچكتر و كمتر توسعه يافته وارد نمود. كشورهايي كه اقتصاد آنها مبتني بر مواد اوليه بود با كاهش شديد قيمت محصولات خود مواجه شدند در حاليكه كشورهاي صنعتي با نرخهاي بيكاري دست به گريبان گرديدند. علت اصلي بحران مالي بورس نيويورك غير قابل كنترل بودن و متغير بودن قيمت سهام اين بازار بود كه بواسطه فعاليت بورس بازي ايجاد شده بود. در يك زمان كوتاه قيمت سهام معامله شده به حداكثر ميزان خود ميرسيد و سپس به گونهاي غير قابل انتظار و در زماني بسيار كوتاه قيمت شكسته ميشد. شاخص بورس نيويورك در مرحله اول اين ركود(سال 1929) 36%سقوط كرد. دوباره بين سالهاي 1930 و 1932 بعد از اينكه سهام نيمي از ارزش از دست رفته خود در مرحله اول را بازيافتند80% ديگر نيز سقوط كرد. با اينحال بدترين دوره سال 1933 بود زمانيكه بيش از سه سال درآمد ملي آمريكا به نصف كاهش يافت، نرخ سرمايهگذاري به گونهاي كاهش يافت كه نرخ سرمايهگذاري خالص منفي شد، از هر سه كارگر يك نفر بيكار شد و تمام سيستم بانكي سقوط كرد. وضعيت بازار سهام قبل از سقوط بازار بورس نيويورك بسيار مغشوش و نابسامان بود. سرمايهگذاران همچون بورس بازان هر آنچه كه در بازار بود را ميخريدند كه همين امر باعث افزايش شديد قيمت سهام ميشد. بعد از آن وقتي كه قيمتها به اوج خود رسيد هزاران سرمايهگذار خصوصاً سرمايه گذاران جزء و بورس بازان هنوز مشتاق خريد باقيمانده بازار بودند. در حاليكه بورس بازان قدر و حرفهاي قبلاً شروع به فروش سهام خود كرده بودند. آنها به قيمت از دست رفتن سرمايه بورس بازان كوچك و سرمايهگذاران، سود قابل توجهي را كسب كردند. سرمايه گذاران و بورس بازان خرد اولين قربانيان ويراني حاصله بودند و بورس اوراق بهادار نيويورك دچار هرج و مرج و از هم پاشيدگي شد ميليونها دلار در اين حادثه اقتصادي غم انگيز اوايل قرن بيستم از دست رفت . شكست اقتصاد آمريكا در طول اين دوره نه تنها بورس بازان و قماربازان را تحت تأثير خود قرار داد بلكه ميليونها نفر از سرمايهگذاران كوچك نيز در سال 1929-1933 تحت تأثير اين حادثه قرار گرفتند. ساموئلسون ميگويد: هر ماه ميلياردها دلار از ارزش اوراق بهادار از بين رفت كه نه تنها سرمايه قمار بازان(حاصل از فعاليت بورس بازي) را از بين برد بلكه سرمايه زنان بيوهاي را كه به اميد كسب درآمدي ثابت پول خود را در اين بازار سرمايه گذاري كرده بودند را نيز تلف كرد. سهام خوبي همچون سهام فولاد ايالات متحده از حداكثر 261 دلار در سال 1929 به حداقل 21 دلاردر سال 1932 رسيد. اين در حالي بود كه سهامي كه از قدرت بالايي برخوردار نبودند از تابلو بكلي حذف شدند.
همانطور كه مورد توافق اقتصاددانان قرار گرفت مهمترين علت اين بحران فعاليت بورس بازي بوده است كه در آن زمان كنترل بازار بورس نيويورك را در دست گرفته بود و باعث سقوط اين بازار شد.
بورس بازي باعث نوسان غير منطقي و آشفته قيمت سهام گرديد. به گونهاي كه طي چند روز قيمت سهام به اوج خود ميرسيد و سپس ناگهان به پايينترين حد خود نزول ميكرد. در پي اين تجربه تلخ به فعاليت بورس بازان در بازار سهام توجه بيشتري شد. گالبريت (Galbraith) ميگويد: از سال 1929 به بعد قوانين زيادي براي صادقانهتر كردن بورس بازي در بازار سهام تصويب كردهايم و اميد ميرود كه اين قوانين بتواند موثر واقع شوند.
2- بورس بازي و بحران مالي مالزي:
در بسياري از بحرانهاي اقتصادي گذشته نقش بورس بازان به عنوان يكي از عوامل بروز بحران ثابت شده است. در تمامي اين بحرانها الگوي ثابتي وجود دارد اولاً، قيمت اقتصادي باعث ايجاد فعاليتهاي گسترده بورس بازي ميشود. سپس اين فعاليت بورس بازي منجر به ايجاد وضعيت هرج و مرج و در پايان بدون اينكه چارهاي وجود داشته باشد باعث سقوط بازار ميگردد. بعد از جنگ جهاني اول وقتي كه ايالات متحده به سطح بالايي از موفقيت اقتصادي رسيد و بريتانياي كبير به عنوان ابرقدرت اقتصادي جديد را پشت سر گذاشت مردم تاريخچة وقايع غم انگيز اقتصادي را فراموش كردند. در همين هنگام هيچگونه كنترلي بر روي فعاليت بورس بازان خصوصاً بر روي معاملات اعتباري در بورس نيويورك نبود.
دومين مرحلة آشفتگي بورس بازي بر بازار چيره شد و باعث بدتر شدن وضعيت ضعيف قبلي گرديد. اين امر باعث شد كه قيمتهاي ناپايدار به شدت سقوط كنند. همين الگو را ميتوان در رويدادهاي اخير شرق آسيا و خصوصاً مالزي ملاحظه كرد.
همانگونه كه يكي از بورس بازان تأييد ميكند نخست وزير مالزي شديداً معتقد است كه افرادي هستند كه با مهارت فراوان با دست به دست كردن رينگيت(واحد پول مالزي) و يا بازي كردن در بازار بورس كوالالامپور(KLSE) سودهاي فراواني كسب ميكنند . كاملاً روشن است كه با وجود رشد اقتصادي تقريبا 9 درصدي مالزي در مدت 9 سال پياپي كه انتظار ميرود باعث افزايش ارزش پول مالزي شود اما بگونهاي تعجب آور و با وجود اين رشد پايدار و قابل توجه اقتصادي ارزش رينگيت و سهام بازار بورس كوآلالامپور سقوط كرد. اين كاهش ارزش پول مالزي نميتواند به خودي خود اتفاق بيفتد. بلكه بايستي عامل يا كسي باعث ايجاد آن شده باشد.
نقش بورس بازان خارجي و بين المللي در بحران مالي شرق آسيا به فراواني تصديق ميشود.
كوين واتكينز از آكسفام(Oxfam) انگلستان معتقد است كه به قدرت رساندن اقتصادي ببر آسيا (Asia Tiger) بواسطه عملكرد بورس بازان بوده است مطرح كردن موضوع دخالت و نقش عمده صندوق كوانتوم سرس[3] (Soros Quantum) در بروز بحران مالي شرق آسيا مورد حمايت اقتصاددانان و سرمايه گذاران زيادي ميباشد.
ويليام شاكراس (William shawcross) به صورت غير مستقيم استنتاج ميكند مشاركت سرس باعث بروز بحران مالي و اقتصادي آسيا شد. صندوق سرس بصورت ضمني باعث بروز بحران مالي تايوان هم شده است. در اواسط اكتبر سال 1997 عملكرد بورس بازان كه توسط صندوق سرس صورت گرفته بود باعث ايجاد نوعي وحشت در فروش سهام شد و همين امر به گونهاي غير منتظره شاخص بازار سهام تايپه و ارزش پول تايوان را به شدت كاهش داد. پيتر بروك (Peter Brooke) موسس شركت بينالمللي ادونت (Advent International) اولين شركت جهاني صنعت سرمايه گذاري به نقش مستقيم سرس در بحران مالي شرق آسيا اطميان كامل دارد. او معتقد است سرس تبهكار اصلي بروز اين بحران است. ثبات ارزش پول هر كشور يكي از حياتيترين عوامل موفقيت اقتصادي آن بشمار ميرود. بنابراين عدم ثبات ارزش پول نتيجه معكوس را در بردارد. عدم ثبات ارزش پول باعث تخريب اقتصاد كشور و از بين رفتن اعتماد سرمايه گذاران داخلي و خارجي ميشود . در طول مدت بحران مالي شرق آسيا تقريباً 20 ميليارد رينگيت سرمايه مالزي متعلق به سپردهگذاران داخلي از بانكهاي داخلي به بانكها و موسسات مالي خارجي خصوصاً سنگاپور انتقال يافت.
معاملات اعتباري در بورس اوراق بهادار كوآلالامپور يكي از مشهورترين مبادلات بورس بازي ميباشد كه در بازارهاي مدرن سهام انجام ميگيرد كه براي بورس بازان اين امكان را فراهم ميآورد تا با يك مقدار ثابت سرمايه خود و به منظور كسب سود بيشتر و با ريسك زيان بالاتر سهام بيشتري را خريداري نمايند. اين نوع از مبادله معمولاً در هنگام رونق بازار(Bull market) يعني هنگاميكه قيمت سهام روبه افزايش مي باشد صورت ميگيرد. هنگاميكه بورس بازان حسابهاي اعتباري (Margin Accounts) را ترك ميكنند، نشانگر اين مطلب است كه بورس بازان ديدي منفي نسبت به آينده بازار دارند كه اين حالت در هنگام بروز بحرانهاي اقتصادي رخ ميدهد.
مشهورترين مثالي كه در اين خصوص ميتوان به آن اشاره كرد بحران سال 1929 بورس نيويورك در بحران اخير كشور مالزي است. بورس بازان در طول مدت پيشرفت و رونق اقتصادي اواخر دهة 1980 در انجام معاملات اعتباري زياده روي كردند شاخص سهام بورس كوآلالامپور بصورت مداوم بالا رفت و تنها در اواخر سال 1993 وقفه كوتاهي داشت. وجود اين بازار پر رونق بورس بازان را بر انجام فعالانه معاملات خصوصاً معاملات اعتباري ترغيب كرد. با اين حال بروز يك آشفتگي ناگهاني باعث تبديل اين بازار پر رونق به بحران ژوئيه 1997 گرديد و عملكرد قابل تقدير گذشته شاخص بورس كوآلالامپور شروع به تنزل كرد.
بورس بازان غافلگير شده بودند. وقتي كه بحران ادامه يافت آنها چارهاي نداشتند جز اينكه براي نجات حسابهاي اعتباري خود و به اين اميد كه اين بحران وقفه موقتي ديگري در بازار خواهد بود پول بيشتري را به بازار تزريق كنند. ولي بزودي متوجه شدند كه اين بحران يك وقفه موقتي و زودگذر نيست. بلكه اين واقعه بحراني است كه نه تنها به بورس اوراق بهادار كوآلالامپور بلكه به ديگر بخشهاي اقتصادي مالزي نيز ضربه ميزند. وقتي كه بورس بازان بروز بحران را تاييد كردند بازار به ميزان زيادي ارزش خود را از دست داده بود وآنها ديگر قادر به انجام خريد اعتباري نبودند. اين وضعيت توسط نخست وزير مالزي نيز تاييد گرديد.
شقوق مختلف بورس بازي
با توجه به بيان ماهيت بورس بازي و تجربه بحرانهاي مالي بازارهاي سهام ، بورس بازي در برگيرندة شقوق عمده زير است:
1- تصميم گيري در انجام معاملات پر ريسك است.
2- سرمايهگذاري براي مدت بسيار كوتاه است. آنان به دنبال كسب سود آني و سريع هستند.
3- اتخاذ تصميم بر اساس شايعات صورت ميگيرد(البته به اين معني نيست كه اينان تحليل نميكنند بلكه در بعضي مواقع تحليلهاي چارتيستي دقيقي انجام ميدهند ولي يكي از شقوق بورس بازي تصميم گيري بر اساس شايعات است)
4- بورس بازان قصد نگهداري دارايي راندارندبلكه به قصد كسب سود از مابه التفاوت قيمت خريد و فروش هستند.
5- تصميم گيري در شرايط جهل است و نسبت به اوراق خريداري شده جهل وجود دارد.
6- سرمايهگذاري مبتني بر بخت و شانس صورت ميگيرد.
7- تحليل بورس بازان روي روان سرمايهگذاران است و پيش بيني آنان مبتني بر تكرار روند گذشته قيمتهاي سهام ميباشد. تصميمات بورس بازي پشتوانه و بنياد محكمي ندارد.
هدف اصلي بورس بازان كسب سود آني و سريع در مدت زماني كوتاه است. بنابراين برخي از بورس بازان جهت دستيابي به اهداف، اعمال ناپسندي را انجام ميدهند كه داراي شقوق زير است:
1- بورس بازان با دستكاري قيمتها از طريق مكانيسم عرضه و تقاضا، قيمت سهام را به سمت قيمت غير حقيقي و غير واقعي سوق ميدهند كه به دستكاري قيمتها در بازار(manipulation) معروف است.
2- تباني و اشاعة اخبار و اطلاعات كذب جهت افزايش ويا كاهش مصنوعي قيمت سهام دربازارانجام مي دهند.
3- معاملات صوري در بازار جهت رسيدن به منافع خود انجام ميدهند . آنان قيمتها را در بازار بيثبات و نامطمئن ميسازند.
4- معاملات مبتني بر اطلاعات داخلي كه در اختيار همگان قرار نگرفته است صورت ميگيرد. در صورتيكه آن اطلاعات داخلي در اختيار همگان قرار گيرد مطمئناً و با يقين قيمت سهام تغيير قابل ملاحظهاي مييابد. در اين صورت در يك رقابت ناعادلانه فردي درآمد كسب ميكند.
بورس بازي ممكن است همة شقوق فوق را در بر گيرد و ممكن است برخي از موارد را شامل نشود.
بررسي بورس بازي از ديدگاه انديشمندان اسلامي
بورس بازي از ديدگاه شهيد مطهري
وي دو عامل را توأماً منشأ ارزش ميدانند (مطهري، مرتضي، (صص109-51):
- ارزش هر شيء ناشي از اثري است كه بر آن شيء مترتب است.
- ندرت و تحت انحصار بودن شيء.
ايشان تساوي ارزش را با كار مردود دانستهاند به نظر استاد كار علت و ايجاد كنندة ارزش است نه اين كه مساوي با ارزش است. ارزش هر شيء ناشي از اثري است كه در آينده بر آن شيء مترتب ميشود نه علتي كه آن را ايجاد كرده است خواه آن علت كار باشد و خواه چيز ديگر. البته اثر داشتن به تنهايي علت ارزش نميباشد ندرت و تحت انحصار بودن نيز در ارزش موثر است در اين ميان كار هم يكي از علل ايجاد ارزش است نه علّت منحصره بنابراين اصل ارزش ناشي از مفيد بودن است كه مبدأ ومنشأ تقاضا است بعلاوه ندرت وجود و كميابي.
استاد مطهري با انتساب نوسانات ارزش و يا قيمت به عرضه و تقاضا ميگويدارزش و قيمت و ماليت و بها يا هر چه ديگر اسم بگذاريم، نوساناتي پيدا ميكنند و مسلماً اين نوسانات مربوط به مفيد بودن نيست. درجه مفيد بودن نوسان پيدا نميكند عرضه و تقاضا در مفيد بودن تأثيري ندارد ولي در ارزش و قيمت اثر داردبنابراين بر اساس نظريه استاد مطهري قيمت نمايندة ارزش است و آن هم بر اساس عرضه و تقاضا تعيين ميشود. در بازارهاي مالي عرضه و تقاضا هر لحظه تغيير كرده و بر اساس آن قيمت در بازار نوسان ميكند بنابراين با نظر به ديدگاه استاد انجام معاملات سهام در بازارهاي بورس و سود بردن از نوسانات قيمت با توجه به اينكه عرضه و تقاضا تعيين كنندة ارزش است مانعي ندارد و چنين سودي مشروع است. بنابراين اگر فردي سهامي را خريداري نموده و سپس افزايش قيمت سهام صورت گيرد و سپس وي اقدام به فروش نمايد سودي كسب كرده است هر چند زمان نگهداري سهام كوتاه باشد سود حاصل از اين معامله صحيح است زيرا افزايش قيمت سهام تحت مالكيت وي تحقق يافته است و مالك اصلي مال و افزايش آن است بر اين اساس خريد و فروش سهام به منظور كسب درآمد از تغييرات قيمت سهام و استفاده از فرصتهاي موجود در بازار مالي اسلامي جايز است گرچه ملزم توليد خدمت نيز نباشد.
بورس بازي از ديدگاه سيد موسي صدر(صدر، سيد موسي، صص31-17)
سيد موسي صدر در كتاب"اقتصاد در مكتب اسلام" ميگويد: بايك مطالعة سطحي درباره اشياء مختلف اين طور درك ميكنيم كه ارزش به دو عامل زير بستگي دارد:
- احتياج اقتصادي نسبت به آن
- كمي و فراواني آن در طبيعت به عبارت ديگر در دسترس بودن آن.
وي ميگويد كه عامل تعيين كنندة ارزش عرضه و تقاضا است كه به معني وسيع كلمه ارزش را معين ميكند.
وي در خصوص نقش كار در ارتباط با ارزش ميگويد:"كار به تنهايي نميتواند در توليد ثروت و ماده ارزش دار نقشي بعهده داشته باشد، بلكه اين طبيعت است كه ماده اصلي ثروتها محسوب ميشود و چون كار بر روي آن انجام پذيرفت ثروت وشيء ارزنده متولد ميشود.
در اين ديدگاه نيز عرضه و تقاضا عامل تعيين كننده ارزش معرفي ميشود كه با نظريه استاد مطهري همخواني دارد.[4]
بررسي فقهي بورس بازي با توجه به قاعدة اكل مال به باطل
آية شريفة "أحلّ اللّه البيع"[5] ونيز آيه شريفه "لا تأكلوا أموالكم بينكم بالباطل إلاّ أن تكون تجارةً عن تراضٍ منكم"[6] داراي اطلاق هستند. بعنوان مثال اگر شخصي سهام را به قصد افزايش قيمت خريداري نمايد و پس از افزايش قيمت سهام در مدت زمان بسيار كوتاه سهام را در بازار به فروش ميرساندو از اين بابت سود كسب ميكند. خريد سهام در اين مثال بيع تجارتي است كه با رضايت دو طرف انجام شده و فروش آن نيز مصداق بيع و تجارت عن تراضٍ است.
بعضي اشكال ميكنند كه فرد در برابر سودي كه كسب كرده است كاري انجام نداده از اين رو مصداق أكل مال به باطل است كه در آية دوم از آن نهي شده است. اين مطلب درست نيست. از نظر قواعد زبان عربي، "باء" در كلمة بالباطل يا باء سببيت است يا باء مقابله. اگر باء سببيت باشد، مفهوم آيه چنين ميشود:
اموالتان را ميان خود به سبب باطل نخوريد.
بعبارت ديگر، دراموال يكديگر از طريق"سبب باطل" يعني معاملهاي كه از نظر شرعي باطل است تصرف نكنيد. اگر باء مقابله باشد معني آيه اينگونه است:
اموالتان را ميان خود، در مقابل امر باطل نخوريد.
در اين صورت آية شريفه شامل معاملاتي ميشود كه در آنها كسي مالي را از ديگري تملك كند و در مقابل آن عوض ارزشمندي به صاحب مال ندهد.در خريد و فروش سهام مثال مذكور دو معامله مستقل و مجزا از هم صورت گرفته است در هر دو معامله هم سبب شرعي است زيرا معامله سهام معاملههايي صحيح هستند و هم در هر يك از اين دو معامله در برابر آن عوض ارزشمندي كه همانا بخشي از مالكيت سهام يك شركت است تمليك يا تملك ميشود. منشا سود، افزايش قيمت بازار از زمان خريد تا زمان فروش است و چون افزايش قيمت در ملك وي صورت گرفته است حق اوست زيرا مالك عين، مالك ماليت و افزايش ارزش نيز هست.
همانطور كه سابقاً بيان شد برخي شقوق بورس بازي شامل مفاهيم معاملات غرري و پرخطر و معاملات قماري ميشود كه در زير به آن پرداخته ميشود.
بررسي فقهي غرر و مطالعه تطبيقي آن با بورس بازي:
غرر از نظر لغوي به معناي خطر[7] ميباشد و به معناي در معرض هلاكت افتادن و فريب خوردن نيز ميباشد.[8]
غرر از نظر اصطلاحي به معناي جهالت موضوع معامله از نظر مقدار، تعداد، متر، وزن، پيمانه و ... يا اوصاف جنس است. از اين روي اگر حصول چيزي كه مجهول است معلوم شود و يا فقط صفت آن مجهول باشد غرري نخواهد بود.
در اصطلاح فقهاء معاملهاي غرري است كه مبيع يا ثمن در بيع و عوض يا معوض در هر معامله معاوضي در معرض خطر باشد يعني احتمال نابودي آن عرفاً مورد التفات و توجه باشد.
غرر از نظر حقوقي بدين معناست كه اگر كسي عقدي منعقد نمايد و به يكي از جهات معامله جاهل باشد و از ناحيه آن جهل، براي او احتمال ضرري در بين باشد آن عقد غرري و باطل است.
براين اساس، غرر نقطه مقابل شفافيت و معلوم بودن ميباشد، در همه معاملات طرفين علاقه دارند كه روابط فيما بين آنها دوستانه ومعقول باشد و هر يك در انجام تعهد با حسن نيت اقدام كنند يعني طرفين معامله تمام حقايقي كه در محدوده اطلاعات آنان قرار دارد در اختيار يكديگر بگذارند، در حالي كه در معامله غرري بالعكس ميباشد.
امير مومنان علي (ع) ميفرمايند: "إن الغرر عمل لايؤمن معه الضرر[9]" يعني غرر كاري است كه از زيان ايمن نباشد وطبق بيان حضرت رسول (ص) "نهي النبي عن الغرر"[10]يعني پيامبر مردم را از معاملات غرري نهي كرده است. لذا معامله غرري در اسلام باطل ميباشد. از اين قاعده نكات زير استخراج ميشود.
1- علم به وجود عوضين شرط صحت معامله است. در معاملات مربوط به اوراق بهادار خريدار و فروشنده بايد نوع سهام و قيمت آن را كامل بدانند كه معمولاً چنين چيزي در بازار مالي وجود دارد.
2- علم بر قدرت تسليم و تسلم شرط صحت معامله است. در معاملات سهام تسليم و تسلم از طريق اعمال در حساب طرفين صورت ميگيرد و مانند ساير معاملات صحيح اسلامي چنين چيزي محقق ميشود.
3- علم به مقدار، جنس و وصف عوضين شرط صحت معامله است يعني علم به آنچه كه موجب اختلاف و تفاوت قيمت ميشود شرط صحت معامله است. در بازار مالي تحقق چنين معاملهاي مستلزم وجود اطلاعات لازم و كافي در بازار مالي جهت تصميم گيري صحيح است.
در مورد معاملات غرري، تشخيص موضوع به عهده عرف است يعني اگر در معاملهاي، عرف غرر را منتفي دانست، حكم بر آن بار نميشود و چنانچه عرف غرر را ثابت و محقق دانست خود به خود حكم معامله غرري موثر خواهدبود.
در بازارهاي مالي كه اوراق مالي مبادله ميشوند قيمتها بايد منعكس كننده كليه اطلاعات در مورد آن دارايي باشند به عبارت ديگر بازار بايد كارآ باشد[11] در غير اين صورت افراد براساس حدس و گمان اقدام به معامله خواهند كرد و بعضاً براي كسب بازدهي بيشتر معامله مجهولي را انجام ميدهند. با توجه به اين توصيفات ، اطلاعات عاملي است كه بورس بازي مجاز را از معاملات غرري متمايز ميكند، بنظر ميرسد كه عدم وجود اطلاعات يا كمبود آن در اين زمينه باعث ميشود كه حد و مرز بين بورس بازي و معاملات غرري بسيار كم شود و اين دو به يك معني بكار روند.
اگر در بازار مالي معامله گران اوراق بهاداري را بازار گرمي كنند و اوراق بهادار خود را مدح كنند و يا اوراق بهادار ديگران را ذم كنند و تبليغات مثبت و منفي در بازار ايجاد كنند و چنين معاملهاي در شرايط جهل طرف مقابل صورت گيرد از نظر اسلامي قابل پذيرش نيست و درآمد حاصل از آن مشروع نيست. اگر تبليغات سوء در بازار موجب غبن طرف معامله شود مغبون ميتواند به غابن مراجعه كند. در بورس اسلامي تبليغات كاذب وجود ندارد.
در بازار مالي اسلامي بايد اداره نظارت بر بازار تمام اطلاعات را بنحو مناسبي جهت تصميم گيري معامله گران در بازار افشاء نمايند بعبارتي بازار مالي اسلامي بايد كارآ باشد.
شفافيت اطلاعاتي عاملي است كه معاملات صحيح و اسلامي را از معاملات غرري متمايز ميسازد. دلالي و واسطه گري و مشاوره مالي در بازارهاي مالي در صورتي مجاز خواهد بود كه به شفافيت اطلاعاتي در بازار كمك كند. اگر عمليات اين افراد در بازار يك طرف را متضرر و طرف ديگري را سود برساند و اين عمل از روي جهل طرف مقابل و با سوء نيت صورت گيرد مشروع نيست.
در معاملات بازار مالي اسلامي تباني نبايد وجود داشته باشد بعنوان مثال اگر اوراق بهاداري در بازار وجود ندارد افراد نميتوانند با هم تباني كنند و به واسطه انحصار آنان بر اوراق بهادار خاص، قيمت آن را به طور كاذب افزايش يا كاهش دهند.
بررسي فقهي قمار بازي و مقايسه تطبيقي آن با بورس بازي
قمار به خطر انداخت پول به اميد كسب منفعت در جايي است كه اين اميد بر پايه بخت و شانس و تصادف و اتفاقات غير مطمئن استوار باشد و ريسك كردن به خودي خود ضرورتي نداشته باشد.
قمار در حقيقت يك بازي ستيزه جويانه است كه دو طرف به خاطر استفاده انحصاري با يكديگر انجام ميدهند و اصلاً حسن نيت در آن مطرح نيست. هر طرف به تصور اينكه بخت و شانس با او ياري خواهد كرد و برنده خواهد شد اقدام به عمل قمار مينمايد و اگر بداند برنده نخواهد شد هرگز آن عمل را انجام نخواهد داد.
در قمار بازي همواره يك طرف بازنده وجود دارد و طرفين خود را در معرض خطر از دست رفتن مال قرار ميدهند اين عمل در عرف جامعه كاري مذموم و ناپسند است.
در قمار طرفين بازي رهن و گرو ميگذارند(سعيدي، ابوحبيب، ص 309) و يك نوع شرط بندي صورت ميگيرد. از نظر تحليلي قمار و شرط بندي از آنجا كه بر اصول تجاري داد و ستد مشروع مبتني نيست و با نظم اجتماعي مخالف است، باطل و نامشروع شناخته شده است و لذا هيچ تعهدي از آن ناشي نميشود، از اين رو ماده 654 قانون مدني جمهوري اسلامي ايران ميگويد: "قمار و شرط بندي باطل و دعاوي راجع به آن مسموع نخواهد بود. همين حكم در مورد كليه تعهداتي كه از قمار توليد شده باشد جاري است."
قرآن مجيد ما را صراحتاً از شرط بندي و قمار بازي منع كرده است و اين مطلب در آيات متعددي ذكر شده است كه از آن به “ الميسر” ياد شده است. خداوند تبارك تعالي ميفرمايد:
"يسئلونك عن الخمر و الميسر قل فيهما اثم كبير و منافع للناس و اثمهما اكبر من نفعهما..."[12]
همچنين در آيه ديگري ميفرمايد: "يا ايها الذين آمنوا ان الخمر و الميسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوا لعلكم تفلحون"[13]
با توجه به توضيحات فوق درخصوص بورس بازي، وجوه تمايز بورس بازي و قمار بازي به شرح زير است:
1- قمار بازي يك نوع بازي باجمع صفر است يعني يك طرف بازنده است و طرف ديگر به همان اندازه سود ميبرد در حاليكه در بورس بازي در بازار سهام اينگونه نيست.
2- در قمار بازي طرفين رهن و گرومي گذارند درحاليكه دربورس بازي دربازارسهام گروي وجود ندارد و شرط بندي صورت نميگيرد.
3- قمار وشرط بندي مبتني بر عمل نامشروع است و در قالب معاملات مشروع اسلامي قرار نميگيرد در حاليكه بورس بازي در بازار سهام يك معامله در قالب بيع صورت ميگيرد و بكلي با قمار بازي متفاوت است.
براين اساس اگر بورس بازي مبتني بر بخت و شانس نيز صورت گيرد بدليل اينكه ساير شرايط قمار بازي را دارا نميباشد نميتواند در قالب قمار بازي قرار گيرد و بنابراين بورس بازي در چارچوب معامله قماري قرار نميگيرد.
جمع بندي و نتيجهگيري:
براساس اين مطالعه معاملات بورس بازي از آنجا كه در قالب عقد بيع صورت ميگيرد و تمامي جوانب معاملات در آن صورت ميگيرد از لحاظ شرعي مانعي ندارد و بورس بازي غير اعتراضآميز مي باشد. ولي برخي جنبههاي بورس بازي به شرح زير مشروع نيست و درآمد كسب شده از آن بابت قابل تملك نيست كه بورس بازي اعتراضآميز است:
1- دستكاري قيمت سهام و سوق دادن قيمت به سوي قيمت ناعادلانه
2- جهل در معاملات سهام
3- غرر در معاملات سهام
4- تباني در معاملات سهام
5- اشاعه كذب و ارائه اطلاعات غلط و گمراه كننده
6- انجام معاملات صوري و دستكاري ناعادلانه بازار
7- معاملات مبتني بر اطلاعات داخلي در صورتي كه موجب غبن طرف مقابل شود.
نتايج حاصل از اين تحقيق در جدول زير بصورت خلاصه ارائه گرديده است.
يادداشتها:
* عضو هيأت علمي دانشگاه امام صادق (ع)
[1] speculation
[2] فرهنگ، منوچهر، “فرهنگ بزرگ علوم اقتصادي” جلد اول، سال1371، ص 758.
[3] آقاي سرس يكي از بورس بازان معروف و حرفه اي در سطح دنياست.
[4] شهيد سيد محمد باقرصدر در كتاب«اقتصادنا» بورس بازي را مجاز نميدانند ايشان تجارت را شعبهاي از توليد ميدانند و معتقدند سودي كه ازخريد و فروش بدست ميآيد بايد نتيجه خدمتي باشد كه تاجر آن را توليد ميكند و صرف نقل و انتقال ملكيت بدون توليد خدمت مجوز سود بردن نمي باشد. براي مطالعه بيشتر به منبع زير مراجعه شود: صدر، سيد محمد باقر،"اقتصادنا"، مكتبة الاعلام الاسلامي، 1375، صص645-558.
[5] بقره/ 275.
[6] نساء/29.
[7] منبع شماره 9 فارسي به نقل از«منتهي العرب في لغت العرب»، ص 912.
[8] منبع شماره 9 فارسي به نقل از« أقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد»، ج2، ص 867.
[9] منبع شماره 9 فارسي به نقل از«جواهر، بيع، باب غرر».
[10] همان منبع سابق.
[11] براي مطالعه بيشتر در مورد شرايط بازار مالي كارآ به منبع زير رجوع كنيد.
جهانخاني، علي و عبده تبريزي،حسين؛“ نظريه بازاركارآي سرمايه” تحقيقات مالي، سال اول، شماره اول، زمستان1372،ص 7.
[12] بقره/219.
[13] مائده/ 90.
كتابنامه :
1- صالح آبادي، علي،"امكان سنجي راه اندازي بازار آتي سهام شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران" پايان نامه كارشناسي ارشد دانشگاه امام صادق(ع)، تابسان 1381، صص 125-114.
2- مير معزي ، سيد حسين"بورس بازي از نگاه فقه"، فصلنامه تخصصي اقتصاد اسلامي، سال سوم، شماره نهم، بهار 1382، صص 64-51.
3- صالح آبادي، علي، "فلسفه و سير تكاملي ابزارهاي مالي مشتقه و ديدگاههاي فقهي"، فصلنامه تخصصي اقتصاد اسلامي، سال سوم، شماره نهم، بهار 1382، صص 140-129.
4- سبحاني، حسن،"نگرشي بر تئوري ارزش" تهران: موسسه انتشارات امير كبير، 1369.
5- شهيدي، مهدي،"تشكيل قرار دادها و تعهدات"، نشر حقوقدان، چاپ اول، 1377.
6- كاتوزيان، ناصر،"قواعد عمومي قرار دادها" ، جلد اول، انتشارات بهشتي، 1363.
7- محمدي، ابوالحسن، "قواعد فقه" نشر دادگستر، چاپ دوم، 1377.
8- صالح آبادي، علي و آرام، محمد" اصول مديريت مالي اسلامي و ابزارهاي آن"مركز تحقيقات دانشگاه امام صادق(ع)،1380 .
9- رفيعي، محمد تقي،"مطالعه تطبيقي غرر در معامله" ، انتشارات حوزه علميه قم، 1378.
10- فرهنگ، منوچهر، "فرهنگ بزرگ علوم اقتصادي" جلد اول، سال 1371 ، ص 758.
11- گلريز ، حسن،"بورس اوراق بهادار" موسسه انتشارات امير كبير، 1374 .
12- مطهري، مرتضي، “ بررسي اجمالي مباني اقتصاد اسلامي” ، صص 109-51.
13- صدر، سيدموسي، “ اقتصاد در مكتب اسلام” صص 31-17.
14- سعيدي، ابوحبيب، القاموس الفقهي، ص 309.
كتابنامه لاتين:
1-Salamon. H. “Speculation in the stock market from an Islamic perspective”, Review of Islamic Economics, No:9, 2000, PP. 103-126
2-Samuelson, Paul, A. “Economics: An Introductory Analysis”, NewYork, Mac Graw-Hill, 1958, P. 428.
3-Man, Z, “Management system of the Islamic share market, Model and its Implementation in Malaysia”, A Seminar presented in the national conference on Islamic management, UTM, Jobor Bahru Malaysia, Nov. 1993, PP. 18-20.
4-Man, Z., “share and Investment in the share market”, A General observation on Related Issues from an Islamic perpective”, A paper presented in a seminar series on Islamic Economics at the National productivity center Hotel, P.Jaya, Malaysia, 26-27 Apil, 1994, pp.22-4
5-Khan, M.A., “Issues in Islamic Economics”, Op.cit, pp.87-8
6-Aubery, W.H.S., “stock Exchange Investment: the theory, Methods, practice and Result”, London, Simpkin, Marshall, Hamilton, Kent & Co., 1896, pp 44-112
7-Rix. M.S., “stock market Economics”, London, Sir Isaac. Piterman& Sons, 1965, P. 204-8
8-Simpson, J.A., “The Oxford English Dictionary”.
9-Ansell, J and Wharton, F, “Risk: Analysis, Assessment and management”, John willey & sons, 1995.
10-Ausaf, Ahmad, “Towards an Islamic Financial Market”, IBD, IRTI, Research paper, No. 45, 1997.
11-Mannan, “Understanding Islamic Finance: A study of the securities Market in an Islamic Framework”, IDB, IRTI, Research paper No. 18, 1993.
12-Sabbagh, Hashem, “The Mechanics and operations of An Islamic Financial Market”, Seminar of central Bank of Iran, June 2000.
13-Zamir, Iqbal, “Islamic Financial systems”, Finance & Development, 1997.
14-International Journal of Islamic Financial Services,” Discussion Forum: Definition of Gharar”, Vol. 2, No. 3.
15-International Journal of Islamic Financial Services, “Al-Gharar, Risk, and insurance”, Vol. 1, No. 1
16-Sami-Al-Suwailem, “Towards an objective measure of Gharar in Exchange”, Islamic Economic studies, Vol. 7, Apr. 2000.
17-“Speculation and gambling”. Accessible at: http://www.islamic-finance.net/research/ speculation-forum.html.
18-“Investment, speculation, and gambling” Accessible at: http://www.investorhome.com/gambling.html.
19-“Speculation”, Accessible at:
http://www.greekshares.com/speculation.aspp
