يكي از زود رشدترين كاربردهاي علم شبكه، شبيهسازي تغييرات در دنياي واقعي است. براي مثال، زيستبومشناسان علاقه زيادي به چرخههاي غذايي دارند و ميخواهند بدانند كه انقراض يك گونه جانوري، چه تبعاتي براي ديگر گونههاي موجود در آن زيستبوم خواهد داشت.
به گزارش تكنولوژي ريويو، تبعات يك انقراض ممكن است به شدت نامعقول و بعيد باشد، مانند تحريك يك آبشار انقراض كه خيلي از گونهها را از بين ببرد؛ چيزي مانند يك بهمن. چنين پديدهاي را نميتوان در دنياي خارج ديد ولي به تازگي، بررسي پديدههايي از اين دست هم امكانپذير شده است.
علاوه بر آن، زيستشيميدانها هم از فرايند مشابهي استفاده ميكنند تا دريابند هنگامي كه يك پروتئين از چرخه متابوليك حذف ميشود چه رخ ميدهد، و دانشمندان كامپيوتر هم از اين فرايند براي اندازهگيري ميزان مقاومت شبكه جهاني اينترنت در مقابل حملات سازمانيافته به منظور نابودي چند نود خاص در شبكه استفاده ميكنند. اين رويكردي است كه ميتواند به موفقيتهاي چشمگيري برسد.
در نتيجه نبايد تعجب كرد اگر اقتصاددانها هم بخواهند همين كار را بكنند. امروز، آنها توسط گروهي از رياضيدانها در كالج دارتموث در نيوهمپشاير به اين هدف نزديك شدهاند. دان راكمور و همكارانش شبكه تجارت جهاني را از سال 1870 تا 2006 بازآفريني كرده و سپس، شرايطي را كه منجر به كاهش فعاليت اقتصادي يك كشور در جريان يك درگيري داخلي ميشود، يا حتي به طور كامل نابود شود، شبيهسازي كردهاند. آنها همچنين شرايطي را كه در آن ارتباط تجاري بين چند كشور بخصوص قطع شود (مثلا در اثر يك جنگ) بررسي كردند.
اين شبيهسازيها، نوعي آزمون تنش براي اقتصاد جهاني هستند و به راكمور و همكارانش اجازه ميدهند تا ببينند كه اگر تاريخ به گونه ديگري رقم خورده بود، اقتصاد جهاني امروز چه وضعي داشت و همچنين اگر برخي حوادث مشخص در آينده نزديك رخ دهند، چه آيندهاي در انتظار ما خواهد بود.
نتايج اين كار، چشمانداز بينظيري از اقتصاد جهاني را هم در حال حاضر و هم در گذشته به دست ميدهند. براي مثال، ميتوان مهمترين خطوط تجاري در دنيا را با بررسي تاثيري كه قطع آنها در اقتصاد جهاني ايجاد ميكند، مشخص كرد.
با چنين معياري براي اندازهگيري، به نظر ميرسد كه مهمترين خط تجاري در دنيا، خط بين ايالات متحده و كانادا باشد؛ قطع اين خط سبب سقوط 4 درصدي اقتصاد جهاني ميشود. دانستن اهميت اين خط خيلي غير منتظره نيست، ولي براي خيلي از ديگر خطوط تجاري مهم، نتيجه شگفتانگيز بود. براي مثال، دومين خط تجاري مهم دنيا خط تجاري بين ايالات متحده و مكزيك است. قطع اين خط منجر به افت 3 درصدي اقتصاد جهاني ميشود. بعد از آن هم خط تجاري بين آلمان و هلند قرار دارد كه تاثيري يك درصدي بر اقتصاد جهاني دارد.
البته راكمور و همكارانش نگفتهاند كه آيا خط تجاري هم وجود دارد كه قطع آن سبب رشد اقتصاد جهاني شود يا نه؛ ولي اگر چنين خطي وجود داشته باشد، چيز جالبي خواهد بود!
آنها همچنين تاثيري را كه تغييرات اقتصاد يك كشور ميتواند بر كل جهان بگذارد، بررسي ميكنند. اين تحليل چشمانداز بينظيري به يكي از بزرگترين پرسشهاي اقتصادي زمان ما در اختيار ميگذارد: ادامه رشد اقتصادي چين چه اهميتي براي دنيا خواهد داشت؟
راكمور و همكارانش شرايطي را كه در آن صادرات چين به ميزان 5 درصد و وارداتش به اندازه 30 درصد كاهش يابد، شبيهسازي و تاثير آن را بر اقتصاد جهاني بررسي كردند. به گفته آنها، در صورتي كه چنين چيزي رخ دهد، 94 درصد كشورهاي جهان شاهد افت دستكم 1 درصدي اقتصاد خود خواهند بود و اين به معني ركود جهاني است. به عبارت ديگر اگر چين عطسه كند، بقيه دنيا بايد خود را براي يك سرماخوردگي خيلي سخت آماده كند.
تحقيق دارتموث، يافتههاي غير منتظرهاي هم دارد. عجيبترين آنها كشف اين نكته است كه در زمانهاي متفاوتي، قدرت اقتصاد جهاني ناگهان افزايش يافته، مانند ميانه دهه 1970 / 1350، هنگامي كه ميانگين تعداد شركاي تجاري هر كشور افزايش يافت. اين امر اقتصاد جهاني را قويتر ميكند، چرا كه به هر كشور امكان اين را ميدهد كه در صورتي كه شركاي تجارياش دچار مشكل شدند، جايگزيني براي آنها پيدا كند.
با اين وجود، شبيهسازيها نشان ميدهند كه بعد از اين گذار ناگهاني، اقتصاد دچار كاهش اندكي در طول زمان ميشود. دليل اين كاهش هنوز مشخص نيست. آزمايشهاي بيشتري بايد انجام شود تا به درك بهتري از اين مسئله برسيم.
به نظر ميرسد كه در مجموع، فرايند آزمون تنش اقتصاد جهاني به اين شيوه، ارزش بالايي داشته باشد (با در نظر گرفتن اين كه اين مدل به خوبي تهيه شده است) و اين شيوه، راه بسيار خوبي براي تشخيص و ارزيابي خطرات احتمالي باشد.
اين فرايند، پيشرفتي در نحوه پيشبينيهايي است كه امروزه اقتصاددانها به آنها متكي هستند، و عموما هم از عهده پيشبيني احتمال تغييرات غير خطي برنميآيند. در مقابل، رويكرد دارتموث مشكلي با چنين احتمالاتي ندارد.
