به طور كلي رابطه مداري در جامعه ايراني اصلي پذيرفته شده و
تا حدودي نهادينه شده به حساب مي آيد. البته چنين ويژگي در چهار
گوشه جهان قابل مشاهده است اما شدت و ضعف آن در نقاط مختلف متفاوت است .گزينه رابطه
گرايي در جامعه ايراني و مفهوم گروه را مي توان با يك گزينه واسطه بن
نام ارتقاء و پيشرفت در نظر گرفت. بدين ترتيب كه در سازمانهاي ايراني
به دليل حاكم بودن رابطه گرايي به جاي ضابطه گرايي و عدم توجه كافي به مقوله اي به
نام شايسته سالاري افراد به اين نكته پي برده اند كه زمينه ارتقاء و پيشرفت آنها
تنها بر پايه ايجاد ارتباط و نه تاكيد بر نو آوري و خلاقيت تعيين مي شود بدين ترتيب
فرد با جستجوي گروههاي موجود در سازمان و الحاق به آنها تا حد امكان سعي مي كند تا
زمينه لازم را جهت پيشرفت خود فراهم آورد. بدين ترتيب گروه محفلي براي آماده سازي و
آشنايي اعضاي آن و سپس ارتقاء جمعي در سيستم مي باشد.
بدين ترتيب اعضا با هم رابطه متقابل دارند . جهت هدف خاصي به نام پيشرف گرد هم مي آيند. منصب گيري جمعي و انتصابهاي دسته جمعي در بوروكراسي ايراني تاكيدي بر اين مهم مي باشد.
